به نام یگانه خالق هستی

داستان زندگی من از اونجایی شروع میشه ........

 

خیلی نمیگذره زمانی که از یکی از روستاهای شهرستان تالش که در استان گیلان هست بارم رو بستم و اومدم به استان البرز و به لطف یکی از دوستانم که از زمان دانشجویی با هم آشنا شده بودیم و مشغول به کار شدم، اما چه کاری! کاری که باید هر روز صبح سر ساعت مشخصی می رفتم و بعد از اتمام ساعت کاری بر می گشتم و هر ماه یه حقوق ثابتی می گرفتم که می تونستم یه مقداری رو پس انداز کنم و یه مقداری هم می شد خرج و مخارج زندگی روزمره، برای من خیلی آسون نبود بدلیل اینکه از خونوادم فاصله داشتم و جدا از کار حرفه ایم باید کارهای مربوط به گذارن زندگی رو هم خودم و بدون هیچ کمکی انجام می دادم، اونموقع برای شروع و با توجه به اوضاع بد بازار کار مهندسی عمران برای من فرصت خوبی بود و روزنه ای بود که می تونستم خودم رو بالا بکشم، اما اوضاع هر روز داشت بد و بدتر میشد و منی که هنوز خدمت سربازیم رو هم نرفته بودم و داشتم ازدواج میکردم که این بلا تکلیفی از همه بیشتر اذیتم میکرد، ازدواج کردم و رفتم سربازی، با اینکه می دونستم بعد از خدمت سربازی روزهای سختی رو در پیش خواهم داشت، به کمک و پشتیبانی های همسر عزیزم که تاثیر مثبت و به سزایی در زندگیم داشت خدمت سربازی رو تموم کردم و حالا دیگه باید از صفر شروع می کردم و دنبال کار می گشتم، با فرستادن رزومه های متعدد تو یه شرکت مشغول بکار شدم، باز هم طبق معمول سر ساعتی می رفتم و بعد پایان ساعت اداری برمی گشتم و یه حقوق ثابت! اما باز به یکسال نرسیده با توجه به اوضاع اقتصادی شرکت تعدیل شدم.

دیگه نمی دونستم چکار باید بکنم، بدون هیچ پولی و سرمایه ای، با اون همه قسط،  وام و اجاره خونه و هزینه های زندگی! یک بار دیگه به لطف یکی از دوستانم به اسم آرش تو استان البرز (کرج) رفتم سر کار و به عنوان مجری و سرپرست کارگاه مشغول شدم و باز هم حقوق کارمندی و اینبار با تفاوت اینکه همه خرج و مخارج زندگی بر دوش من بود و باید تلاشمو بیشتر میکردم که تو این راهی که در پیش دارم به هدفم برسم و موفق بشم، خیلی تجربه بدست آوردم توی یکسال برای اینکه به کارم عشق داشتم با اینکه سر کار میرفتم و آخر ساعت کاریم با خستگی برمیگشتم خونه برای استراحت، باز هم بیکار نمی نشستم و مشغول خوندن کتاب ها و آیین نامه های مربوط میشدم، با اون علاقه ای که به مهندسی عمران داشتم تو خدمت سربازی آزمون نظام مهندسی رو شرکت کردم و برای بار دوم نظارت و اجرا رو قبول شدم و قبولی تو این آزمون برای من یه امید و هدفی فراتر از چیزی که تو ذهنم بود ایجاد کرد، برخلاف اون انرژی های منفی و حرف های کسل کننده ای که از مهندسین و حتی یک سری از دوستان میشنیدم که میگفتن " مهندس کار نیست، نظام مهندسی فقط دردسره، بدرد نمیخوره، پولش کمه، مسئولیت داره" اما همیشه با خودم میگفتم که اینها همش حرفه و این انرژی های منفی رو از خودم دور میکردم. درست همون موقع که به عنوان سرپرست کارگاهی و مجری تو کرج مشغول بکار بودم کارهای نظام مهندسی رو هم پیگیری کردم و پروانه اشتغال نظام مهندسیم رو گرفتم و بعد از 2 ماه از دریافت پروانه تونستم اولین کارم رو بگیرم، خیلی خوشحال بودم اما اولش خیلی برام ترس داشت از هرکسی که مشورت میخواستم یا راهنمایی نمیکردن یا اگر هم میکردن در حد خیلی محدود بود و متاسفانه راهنمایی های اشتباه "حتی مهندسین دارای سابقه بالا، پایه ارشد، پایه 1 یا 2" برای همین خودم دست به کار شدم و با توجه به پشتکاری که داشتم، سعی کردم تو زمینه تخصصی نظارت و حقوق مهندسی اطلاعاتم رو به سطح بالایی برسونم، رفتم به کتابفروشی برای اینکه بتونم یه کتاب خوبی در رابطه با حقوق مهندسی و مسئولیت هاش پیدا کنم، همینطور که داشتم تو کتابفروشی میگشتم چشمم به کتاب "مهندس ناظر خبره" افتاد و خریدمش و تونستم تا حد خیلی خوبی اطلاعات حقوقی خودم رو بالا ببرم. همزمان با نظارت روی اولین ساختمونی که بهم ارجاع شده بود بعد از عید نوروز سال 97 که یکسال از کار بعنوان سرپرست کارگاه میگذشت که سازنده بهم گفت دیگه بهت نیاز نداریم و باید همکاریمون رو قطع کنیم. اولش خیلی ناراحت بودم، از اینکه باز دوباره بی پول میشم با این همه قسط و وام و مخارج زندگی، دنبال کار نظارت رو گرفتم و چندین ساختمون دوباره بهم ارجاع شد و بعد از ساخت یه پیج اینستاگرام با خودم عهد کردم که آموزشهایی رو بذارم تا کسایی مثل خودم اگر نیاز دارن بتونن استفاده کنن، و الان خدارو شکر میکنم و بابت اون اخراج شدن ها خوشحالم، برای اینکه اونها باعث شدن روند زنگی من تغییر کنه و در حال حاضر تو اینستاگرام مشاوره و آموزش های رایگان میدم، پشتیبان مجموعه مهندسی پاراسیویل هستم و مولف کتاب طراحی سازه های فولادی با نرم افزار ETABS هستم که در مرحله چاپ هست و  از طریق اعتبار پیج و به پشتوانه کارهای نظارتیم، از نقاط مختلف کشور پیشنهاد کار دارم و خدارو شکر می کنم که بعد از اتمام دوره سربازیم از ابتدای سال 97 تا به الان تونستم به این مرحله برسم و خوشحالم تونستم کتابی رو بنویسم و در حال نوشتن کتاب های جدید تر و پکیجی در رابطه با نحوه گزارش نویسی هستم و آموزشهایی رو رایگان برای همکاران و مهندسین عزیزم بزارم که یه زمانی خودم بهشون نیاز داشتم و کسی نبود بهم کمک کنه و ازت میخوام قوی باشی و فقط به هدفت فکر کنی.... تا زمانی که با من باشی تنها نیستی دوست من ....

"Wish you all the best"